#مهسا_امینی

حقت رو پس میگیریم


واژه های بیگانه: واژه های پارسی

التهاب: برافروختگی
الحاق: پیوست
الساعه: هم اکنون- بی درنگ
الفبا: نویسه
اله: خدا
الهام: یان
الهی: خدایا- خدا کنه
الی: تا
الی یا لغایت: تا
اما: ولی
امام: پیشوا
امام جماعت: پیشنماز
امان: زنهار- پناه
امانی: گرویی
امپراتور: شاهنشاه
امپراطور: شاهنشاه
امت: دین وری
امتتاع کردن: بازایستادن- خودداری کردن
امتحان: آزمون- آزمایش
امتحان کردن: ویزایش- آزمایش کردن- آزمودن
امتداد: راستا
امتناع: خودداری- پرهیز
امتناع کردن: خودداری کردن
امتنان: سپاسگذاری
امتیاز: برتری- برجستگی
امتیازات: برتری ها
امثال: همانند
امداد: یاری رسانی
امدادگر: یاری رسان
امر: فرمایش
امرار معاش: گذران زندگی
امرتان چیست؟: فرمایشتان چیست؟
امریه: فرمان نامه
امضا: دستینه- دستنوشت
امضا کردن: دستینه کردن
امکا نپذیر: شُدنی
امکان: توانایی- شایش
امکان پذیر: شدنی
امکان دارد: شایسته است- شاید- جادارد
امکانات: توانایی ها- توانایی ها- داشته ها- دستمایه- ابزارها- آساینده ها-افزارها-افزارگان-ابزارگا
املاح: نمک
امنیت: بی بیمی- بی هراسی- زنهار- زنهارداری
اموال: داراک- دارایی- دارایی ها
امور: کارها
امین: درستکار- راستین- گرودار
انبساط: گسترده شدن- گستردن
انبیاء: پیغمبران- پیامبران
انتخاب: گزینش- گزینه
انتخاب کردن: برگزیدن
انتخابات: گزیدمان- گزینمان
انتخابی: گزینشی
انتزاع: آهنجش
انتزاعی: آهنجیده
انتشار: پراکَنش- پراکنیدن- گسترش- افشاندن- چاپ
انتصاب: گماشتگی- گماشتن- گمایش- به کارگماری
انتصابی: گماشتگی
انتظار: چشمداشت- چشم داشتن
انتظار داشتن: چشم داشتن
انتظار می رود: پیش بینی می شود
انتظامی: ساماندهی
انتقاد: خُرد هگیری- نکوهش
انتقاد کردن: خرده گیری- خرده گرفتن
انتقال: ترابرد- جابجایی
انتقام: تلافی- کینخواهی- ریمنی- تاوان گیری
انتها: پایان
انجماد: بستناکی- یخ زدن- بستانکی
انجمن: هم بود
انحاء: روش ها
انحراف: کژدیسگی- لغزش- کجروی
انحراف فکر: کج اندیشی
انحرافات: کژی ها
انحصار: ویژه سازی
انحنا: کمانش- خمیدگی
انرژی: کارمایه- نیرو
انزوا: گوشه گیری
انزوا کشیدن: گوشه نشاندن
انس: خو گیری
انسان: آدمی
انسان مصنوعی: آدم واره
انسجام: هماهنگی
انسداد: بسته شُدن- بندش
انشاء الله: به امید خدا
انشاءالله: امیدوارم
انصاف: دادمندی
انصافا: به دُرستی- به دادمندی
انصراف: برگشت- چشم پوشی
انصراف دادن: کناره گیری کردن- کناره گیری کرد
انضباط: سامان گرفتن- سامان پذیری
انضمام: همراه
انطباق: برابری- سازش
انظار: دیدگان
انظباط: سامان
انعطاف: نرمش
انعقاد: بستن
انعقاد خون: لختگی خون
انعقاد قرارداد: پیمان بستن
انعکاس: بازتاب- بازخورد- پژواک
انعکاس یافتن: بازتابیدن
انفجار: پکش- پکیدن- تراکش- ترکش- ترکیدن
انفرادی: تنهایی
  3      4      5      6      7      8      9      10      11      12      13     
پیش  پس