چگونه سوئدِ برابرطلب، با ثروت راحت‌تر کنار آمد؟

فرستاده شده در ۱۹ شهریور ۱۴۰۵

رابطه سوئدی‌ها با پول، ثروت و میلیاردرها در سال‌های اخیر تغییر کرده است. سوئد هنوز در ذهن بسیاری از مردم کشوری برابرطلب، ساده‌زیست و سوسیال‌دموکرات است، اما در واقع فاصله طبقاتی و ثروت‌های بسیار بزرگ در آن افزایش یافته و نگاه جامعه نیز نسبت به ثروتمند شدن تغییر کرده است.

۱. تصویر سنتی سوئد؛ برابری و فروتنی

سوئد سال‌ها به‌عنوان نمونه‌ای از برابری اجتماعی، مالیات‌های بالا و دولت رفاه شناخته می‌شد.

یکی از عناصر فرهنگی مهم سوئد، Jantelagen است؛ یعنی یک قانون نانوشته اجتماعی که می‌گوید:

نباید خودت را بهتر، مهم‌تر یا برتر از دیگران بدانی.

بنابراین ثروتمند بودن، مخصوصاً نشان دادن ثروت، می‌توانست از نظر اجتماعی ناخوشایند باشد.

۲. اما سوئد همیشه هم ضدثروت نبوده است.  به عنوان مثال از اینگوار کامپراد، بنیان‌گذار IKEA (تولید کننده معروف وسایل خانه با کیفیت و ساده ولی ارزان) می توان نام برد. کامپراد با این که یکی از ثروتمندترین افراد جهان بود، تصویری بسیار ساده از خودش نشان می‌داد:

ماشین قدیمی سوار می‌شد.با کارکنان فروشگاه‌ها ارتباط نزدیک دوستانه داشت و شخصاً به کارکنان هدیه کریسمس می‌داد. این رفتار ساده‌زیستانه باعث می‌شد مردم  کم تر  روی ثروت عظیم او تمرکز کنند.

اما یک نکته مهم وجود داشت: او برای فرار از مالیات بالای سوئد به سوئیس نقل مکان کرده بود.

پس حتی در آن دوره هم میان ارزش‌های برابری‌طلبانه سوئد و ثروت بسیار زیاد، تناقض وجود داشت.

۳. امروز تعداد میلیاردرهای سوئد بسیار زیاد است

مطالعات نشان می دهد که سوئد در سال‌های اخیر از نظر تعداد میلیاردرها نسبت به جمعیت، وضعیت بسیار قابل‌توجهی پیدا کرده است.طبق داده‌های مورد استفاده نویسندگان، در سال ۲۰۲۵ سوئد حدود ۴.۷ میلیاردر به ازای هر یک میلیون نفر داشته است.

در میان کشورهای غیرکوچک، فقط:سنگاپور-هنگ‌کنگ-قبرس-در این زمینه از سوئد بالاتر بوده‌اند. سوئیس هم کمی پایین‌تر از سوئد قرار داشته است.بنابراین کشوری با جمعیت حدود ۱۰.۶ میلیون نفر، تعداد بسیار زیادی ثروتمند فوق‌العاده بزرگ دارد.

۴. علت مهم ان چیست ؟

– تغییر سیاست‌های مالیاتی

یکی از مهم‌ترین تغییرات اقتصادی این بوده که سوئد دیگر:

مالیات بر ثروت ندارد،مالیات بر ارث ندارد،مالیات بر املاک نیز ندارد.

در گذشته سوئد یکی از کشورهایی بود که مالیات‌های بسیار سنگینی بر ثروت و درآمد داشت؛ اما این وضعیت در مورد مالیات بر سرمایه و ثروت تغییر کرده است . این تغییرات می‌تواند به انباشت ثروت در بالاترین سطح جامعه کمک کرده باشد.در نتیجه، تصویری که از سوئد به‌عنوان جامعه‌ای کاملاً برابر داریم، با واقعیت امروز آن کاملاً منطبق نیست.

۵. تغییر نگرش نسل جوان

یکی از نکات جالب، تغییر نگرش جوانان سوئدی نسبت به پول است. مطالعات می گوید که برای نسل‌های جدید، پول و ثروتمند شدن اهمیت بیش تری پیدا کرده است.در پژوهش انجام شده، وقتی از جوانان پرسیده شد چه چیزهایی در زندگی اهمیت دارد، کسب پول رتبه دوم را به خود اختصاص داد؛ بعد از بودن با دوستان و بالاتر از چیزهایی مانند خانواده یا تحصیلات.بعضی جوانان حتی رویای ساختن چیزی را دارند که مقاله آن را «ماشین پول‌سازی» می‌نامد؛ یعنی سرمایه‌گذاری در سهام و ایجاد ثروتی که بتواند به آنها اجازه دهد خیلی زودتر از سن بازنشستگی از بازار کار خارج شوند.

۶. رسانه‌ها هم تغییر کرده‌اند

رسانه‌های سوئدی نیز بیش تر از گذشته درباره میلیاردرها می‌نویسند.اما نکته جالب این است که آنها اغلب ثروتمندان را با واژه‌هایی مانند:کارآفرین-سرمایه‌گذار-نیکوکارتوصیف می‌کنند، نه لزوماً با واژه‌هایی مثل سرمایه‌دار.

یعنی تصویر ثروتمند در رسانه‌ها تا حدی از یک فرد صرفاً ثروتمند به یک کارآفرین موفق و سازنده تغییر کرده است.

۷. «Wealth porn» یا «پورن ثروت» چیست؟

رسانه‌ها درباره زندگی میلیاردرها مطالبی منتشر می‌کنند که شامل:

عکس‌های هوایی از خانه‌ها و جزیره‌های خصوصی،عمارت‌های بسیار گران،قایق‌های تفریحی،خودروهای لوکس و سبک زندگی فوق‌العاده مرفه است.این مطالب به خواننده اجازه می‌دهد برای لحظه‌ای خودش را جای یک میلیاردر تصور کند.به همین دلیل نویسندگان اصطلاح wealth porn را به کار می‌برند؛ یعنی نوعی نمایش جذاب و وسوسه‌کننده از ثروت.

۸. اما یک تناقض وجود دارد ،سوئدی‌ها از یک طرف می‌گویند:«داشتن پول زیاد خوب است.»

اما از طرف دیگر نسبت به خودِ میلیاردرها احساس دوگانه دارند.یعنی:

پولدار شدن = قابل قبول‌تر شدن است اما:خودِ فرد فوق‌ثروتمند = الزاماً قابل تحسین نیست.

این همان تناقض اصلی است.

۹. نتیجه نظرسنجی نویسندگان

نویسندگان با کمک نمونه‌ای آماری از جمعیت  سوئد یک  نظر سنجی انجام داده‌اند. نتیجه این بود که بسیاری از مردم:پول را یک انگیزه مهم شخصی می‌دانند و معتقدند پول می‌تواند اعتبار، جایگاه و احترام اجتماعی ایجاد کند. همچنین با این فکر که باید حتماً سقفی برای میزان ثروت افراد وجود داشته باشد، موافق نیستند. بنابراین علاقه به ثروت در جامعه سوئد کاملاً وجود دارد.

۱۰. پس چرا ثروتمندان را الگوی خوبی نمی‌دانند؟

با وجود علاقه مردم به پول، وقتی از آنها پرسیده شد آیا افراد ثروتمند را باید الگوی خوبی برای دیگران دانست، واکنش بسیار منفی‌  بود. یعنی مردم ممکن است خودشان بخواهند ثروتمند شوند، اما الزاماً معتقد نیستند که «هر کس پولدارتر است، انسان بهتری است یا باید الگوی ما باشد.» این تفاوت بسیار مهم است.

۱۱. می‌توانی برای ثروتمند شدن تلاش کنی؛اما اگر خیلی ثروتمند شدی، هرگز  نباید بیش از حد خودت را برتر از دیگران نشان بدهی.

۱۲. انتقاد اصلی نویسندگان از رسانه‌ها

وقتی رسانه‌ها درباره میلیاردرها صحبت می‌کنند، بیش تر روی چیزهای جذاب تمرکز می‌کنند مانند :

خانه، ماشین، قایق، زندگی خصوصی و تجملات.اما  کم تر  سؤال می‌کنند:

این ثروت چگونه به وجود آمده؟ و مهم‌تر: این حجم عظیم ثروت چه مقدار قدرت سیاسی و اجتماعی به فرد می‌دهد؟

بنابراین مردم به جای بررسی ساختارهای اقتصادی و سیاسی تولید ثروت، بیش تر سرگرم تماشای سبک زندگی ثروتمندان می‌شوند.

۱۳. پیام نهایی

مطالعه نمی گوید که  سوئد دیگر یک جامعه برابری‌طلب نیست.بلکه می‌گوید سوئد در حال تغییر است.

جامعه‌ای که زمانی در آن :برابری + فروتنی + مالیات بالا + بدبینی نسبت به نمایش ثروت را ارزش می‌دانست، اکنون بیش تر به سمت:کارآفرینی + سرمایه‌گذاری + ثروتمند شدن + پذیرش ثروت حرکت کرده است.

اما هنوز یک مرز فرهنگی وجود دارد:

ثروتمند شدن قابل قبول‌تر شده، ولی فوق‌ثروتمند بودن هنوز از نظر اخلاقی و اجتماعی کاملاً پذیرفته نشده است. در یک جمله سوئدی‌ها دیگر مثل گذشته از «ثروتمند شدن» خجالت نمی‌کشند؛ اما هنوز درباره «ثروتمندان» احساس دوگانه دارند و رسانه‌ها نیز بیش تر به نمایش جذابیت های زندگی میلیاردرها می‌پردازند تا بررسی قدرت و ساختار اقتصادی پشت ثروت آنها.