واقعا خوشبختی چیست؟
آیا خوشبختی چیزی است که باید آن را به دست بیاوریم، یا شیوهای است که باید آن را زندگی کنیم؟
بیایید خوشبختی را از چند منظر و دیدگاه بررسی کنیم :
*روانشناسی مثبتگرا خوشبختی را داشتن شادی و احساس خوب یا رفاه می داند.
*علم خوشبختی ،خوشبختی را با شاخصهایی مثل درآمد، سلامت و رضایت از زندگی اندازهگیری میکند.
* دیدگاه مصرفگرایی خوشبختی را در داشتن کالا، برند، ظاهر و سبک زندگی خاص می داند.
* دیدگاه مذهبی خوشبختی حقیقی را به بعضی قرائتها، آخرت یا رهایی نهایی موکول میکند.
*صنعت خودیاری نیز گاهی این پیام را میدهد که اگر به اندازه کافی روی خودت کار کنی، باید خوشحال باشی.
نکته ای که به نظر خیلی مهم است این که خوشبختی قرار نیست به معنی حذف ناراحتی باشد. اگر خوشحالی تار زندگی است ناراحتی نیز پود آن است که بدون هم این داستان زندگی بافته نمی شود.
پل ریکور، فیلسوف فرانسوی، میگوید:
خوشبختی و ناخوشبختی در تقابل مطلق با یکدیگر نیستند. زندگی کامل، هم شادی دارد و هم رنج، هم موفقیت و هم فقدان.زیرا یکی در مقابل دیگری است که معنا پیدا می کند.اگر هدف این باشد که برای همیشه ناراحت نباشیم، خودِ تلاش برای خوشبختی تبدیل به یک فشار دائمی میشود و مدام خود را باز جویی می کنیم که :
«چرا هنوز خوشحال نیستم؟
چرا من به آرامش نرسیدهام؟
چرا دیگران خوشبختتر از من هستند؟
حتماً یک جای کار من مشکل دارد.»
و همین تلاش میتواند آدم را ناراضیتر و در نتیجه نا خوشبخت تر کند.
ما باید برای بهتر کردن زندگی خودمان و دیگران تلاش کنیم؛ اما نباید تصور کنیم که میتوانیم همه چیز را کنترل کنیم.گاهی خوشبختی از چیزی میآید که اصلاً برنامهریزی نکرده بودیم؛ یک آدم، یک اتفاق، یک فرصت، یک صبح آرام و غیره. متأسفانه ناخوشی و تراژدی هم ممکن است بدون اجازه ما وارد زندگی شوند.پس زندگی چیزی نیست که بتوانیم کاملاً مهندسیاش کنیم.
ما نباید خود زندگی را رها کنیم؛ چون اگر زندگی را کنار بگذاریم، خوشبختی هم دیگر معنایی نخواهد داشت.
خوشبختی شاید مقصدی نباشد که یک روز به آن برسیم؛ بلکه نوعی «آری گفتن به زندگی» است،آری گفتن به خوشی ها و نیز ناخوشی ها حتی وقتی زندگی کامل، عادلانه و بیدرد نیست.
یعنی ممکن است امروز غمگین باشی و در عین حال زندگیات را دوست داشته باشی.
ممکن است چیزی را از دست داده باشی و هنوز برای فردا امید داشته باشی.
ممکن است همه چیز تحت کنترل تو نباشد و با این حال دست از زندگی نکشی.
مهم این است که در این غوغای زندگی تمام آن را قبول کنی ، امید داشته باشی و دست از تلاش برنداری و برای خود حس خوب بسازی.
و این نگاه، به نظرم، خیلی عمیقتر از این جمله است که «مثبت فکر کن تا خوشحال باشی.»
پیام پایانی : خوشبختی واقعی شاید نه در حذف رنج، بلکه در تواناییِ گفتنِ «بله» به زندگی، با تمام شادی، رنج، بیعدالتی، عشق و اتفاقات غیرقابلکنترل آن باشد.