افزایش مشکلات سلامت روان در میان جوانان
«دنیای اجتماعی جوانان در حال کم رنگ شدن است؛ این مسئله چگونه بر سلامت روان آنها اثر میگذارد؟»
افزایش مشکلات سلامت روان در میان جوانان را نباید فقط به شبکههای اجتماعی یا تلفنهای هوشمند نسبت داد. به باور نویسندگان، علت اصلی عمیقتر از این است: زندگی اجتماعی واقعی جوانان بهتدریج کم تر و محدودتر شده است. آنها این پدیده را «لاغری دنیای اجتماعی» (Social Thinning) مینامند.
افزایش نگرانکننده مشکلات سلامت روان
آمارها نشان میدهد که بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، میزان مشکلات سلامت روان در میان جوانان ۱۶ تا ۲۴ ساله در انگلستان از ۱۹ درصد به ۲۶ درصد رسیده است. این یعنی بیش از ۱.۶ میلیون جوان با مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی و اختلالات روانی دستوپنجه نرم میکنند. بسیاری این افزایش را حاصل گسترش شبکههای اجتماعی میدانند، اما نویسندگان معتقدند این تنها بخشی از ماجراست.
«لاغر شدن دنیای اجتماعی» یعنی چه؟
منظور از این اصطلاح، کاهش تدریجی فرصتهایی است که کودکان و نوجوانان برای رشد طبیعی اجتماعی و روانی به آن نیاز دارند. نسلهای گذشته ساعتهای زیادی را در کوچه و پارک بازی میکردند. بدون نظارت دائمی والدین با دوستان شان وقت میگذراندند. دعوا میکردند، آشتی میکردند و مهارت حل اختلاف را یاد میگرفتند. مسئولیتهای کوچک را تجربه میکردند. در گروههای مختلف اجتماعی حضور داشتند. اما امروزه بسیاری از این تجربهها کم تر شده است.
چرا این تجربهها اهمیت دارند؟
از دیدگاه علوم اعصاب، دوران نوجوانی یکی از مهمترین مراحل رشد مغز است.
در این دوران مغز یاد میگیرد چه گونه احساسات را تنظیم کند. چه گونه به دیگران اعتماد کند. چه گونه هویت شخصی خود را شکل دهد. چه گونه روابط سالم ایجاد کند. چه گونه با شکست، طرد شدن و تعارض کنار بیاید. این مهارتها فقط با مطالعه یا آموزش به دست نمیآیند؛ بلکه باید در زندگی واقعی بارها تجربه شوند.
اگر این فرصتها از بین بروند چه اتفاقی میافتد؟
وقتی نوجوان فرصت کافی برای تعاملات واقعی نداشته باشد، ممکن است:
احساس تنهایی کند.
کم تر به دیگران اعتماد کند.
در کنترل هیجانهای خود ضعیفتر شود.
مهارتهای اجتماعیاش رشد نکند.
در بزرگسالی بیش تر در معرض اضطراب، افسردگی و مشکلات ارتباطی قرار گیرد.
نویسندگان به پژوهشی در دوران همهگیری کرونا اشاره میکنند که نشان داد کاهش شدید ارتباطات اجتماعی باعث افت اعتماد اجتماعی نوجوانان و افزایش استرس آنها شد.
چرا دنیای اجتماعی جوانان کوچکتر شده است؟
مقاله چند دلیل مهم را مطرح میکند:
۱. کاهش خدمات اجتماعی
در انگلستان بیش از ۱۲۰۰ مرکز ویژه جوانان تعطیل شده و بودجه خدمات مرتبط با جوانان بهشدت کاهش یافته است.
۲. کاهش فضاهای عمومی
پارکها، زمینهای بازی و مکانهای امن برای تجمع نوجوانان کم تر شده یا کیفیت خود را از دست دادهاند.
۳. والدگری بیش از حد محافظهکارانه
امروزه بسیاری از والدین به دلیل نگرانی از خطرات، آزادی کم تری به فرزندان میدهند؛ در نتیجه کودکان کم تر فرصت تجربه استقلال پیدا میکنند.
۴. فشار آموزشی
مدارس بیش از گذشته بر نمره، آزمون و موفقیت تحصیلی تمرکز کردهاند و زمان بازی، هنر، ورزش و فعالیتهای اجتماعی کاهش یافته است.
نقش فضای مجازی چیست؟
کارشناسان تأکید میکنند که فضای مجازی ذاتاً بد نیست. شبکههای اجتماعی میتوانند:
احساس تعلق ایجاد کنند.
امکان پیدا کردن دوستان همفکر را فراهم کنند.
برای گروههایی که در جامعه احساس طردشدگی میکنند، مانند برخی جوانان LGBTQ+، نقش حمایتی داشته باشند و روابط واقعی را حفظ و تقویت کنند.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که فضای آنلاین جایگزین زندگی واقعی شود.
چرا شبکههای اجتماعی میتوانند مشکلساز شوند؟
پلتفرمهای دیجیتال برای رشد سالم نوجوانان طراحی نشدهاند؛ بلکه هدف اصلی آنها افزایش زمان حضور کاربران و کسب درآمد است. به همین دلیل:
افراد دائماً خود را با دیگران مقایسه میکنند.
ارزش فرد به تعداد لایک و دنبالکننده گره میخورد.
فشار برای همیشه در دسترس بودن افزایش مییابد.
توجه افراد از دنیای واقعی به دنیای مجازی منتقل میشود.
بهویژه اکنون که هوش مصنوعی نیز وارد این فضا شده، این فشارها ممکن است بیش تر شوند.
راهحل چیست؟
نویسندگان معتقدند اگر هدف کاهش مشکلات سلامت روان است، باید فقط به محدود کردن تلفن همراه یا شبکههای اجتماعی فکر نکنیم، بلکه باید زندگی واقعی را غنیتر کنیم. پیشنهادهای آنها عبارتاند از:
سرمایهگذاری بیش تر در مراکز جوانان.
ایجاد پارکها و فضاهای عمومی امن و جذاب.
اختصاص زمان بیش تر در مدارس به بازی، هنر، ورزش و فعالیتهای گروهی.
کمک به خانوادهها برای گذراندن زمان باکیفیت با فرزندان.
تشویق کودکان و نوجوانان به حضور در اجتماع، فعالیتهای داوطلبانه و ارتباط چهرهبهچهره.
استفاده از فناوری بهعنوان مکمل، نه جایگزین زندگی واقعی.
آیا به نظر شما راه حل همین است؟ برای ما بنویسید.
جمعبندی
بحران سلامت روان جوانان فقط نتیجه استفاده از شبکههای اجتماعی نیست. مشکل اساسی این است که دنیای واقعی فرصتهای کم تری برای رشد اجتماعی، دوستی، استقلال، بازی و تجربه در اختیار آنها قرار میدهد. در چنین شرایطی، فضای مجازی این خلأ را پر میکند، اما نمیتواند جای تجربههای واقعی را بگیرد.
به اعتقاد نویسندگان، اگر میخواهیم نسل آینده از سلامت روان بهتری برخوردار باشد، باید دوباره جامعهای بسازیم که در آن کودکان و نوجوانان فرصت داشته باشند بازی کنند، دوستیهای واقعی بسازند، مسئولیت بپذیرند، اشتباه کنند، از اشتباهات خود بیاموزند و احساس کنند به یک جامعه واقعی تعلق دارند. این تجربهها، پایههای اصلی اعتماد، تابآوری، هویت و سلامت روان در سراسر زندگی هستند.
