اثر تغییرات اقلیمی بر کشاورزی جهان

فرستاده شده در ۳۰ تیر ۱۴۰۵

اثر تغییرات اقلیمی بر کشاورزی جهان

کشاورزی جهان در برابر تغییرات اقلیمی؛ چرا سیستم غذایی جهانی شکننده‌تر شده است؟

کشاورزی امروزی به یک صنعت عظیم و به‌شدت به‌هم‌پیوسته در سراسر جهان تبدیل شده است. این ارتباط گسترده مزایای زیادی داشته؛ از جمله ایجاد فرصت‌های شغلی و فراهم کردن انواع مختلف مواد غذایی برای مردمی که شاید در غیر این صورت به آن‌ها دسترسی نداشتند.اما مانند بسیاری از صنایع امروزی، کشاورزی جهانی نیز به تعداد محدودی از مناطق مهم و کلیدی وابسته است؛ مناطقی که بخش بزرگی از شبکه غذایی جهان را تغذیه می‌کنند.آن چه باعث می‌شد سیستم غذایی مدرن در گذشته مقاوم و قابل اعتماد به نظر برسد، فقط فراوانی محصولات کشاورزی نبود؛ بلکه جغرافیا نیز نقش مهمی داشت.

مناطقی مانند دشت‌های کشاورزی آمریکای شمالی، استپ‌های اوکراین و مناطق شمالی هند، بخش قابل توجهی از محصولاتی را تولید می‌کنند که غذای انسان‌ها و دام‌ها را تأمین می‌کند.

این نظامن به این دلیل کار می‌کرد که معمولاً انتظار می‌رفت که در هر سال بد محصولی و کاهش تولید، فقط در یک منطقه خاص اتفاق بیفتد، نه در چند منطقه به‌طور هم‌زمان. اگر یک منطقه مهم تولیدکننده غلات در یک سال با خشکسالی یا کاهش محصول مواجه می‌شد، منطقه‌ای دیگر می‌توانست کمبود آن را جبران کند.در واقع، خودِ تنوع جغرافیایی زمین نوعی ضربه‌گیر طبیعی برای سیستم غذایی جهان ایجاد کرده بود.اما این حاشیهٔ امنیتی اکنون پیوسته کاهش می یابد.

خطر هم‌زمان شدن بحران‌ها

تغییرات اقلیمی احتمال وقوع کم باری ی هم‌زمان محصول در چند منطقه مهم کشاورزی را افزایش داده است. خطر، دیگر فقط این نیست که یک منطقه در اثر برداشت ضعیف یا خشکسالی مواجه شود؛ بلکه این احتمال وجود دارد که چندین منطقه‌ که جهان برای تولید محصولات اصلی غذایی به آن‌ها وابسته است، هم‌زمان تحت فشار قرار بگیرند.

پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه نشان می‌دهد که تغییرات اقلیمی چگونه می‌تواند خطرات مربوط به کشاورزی و نظام تولید غذا را تغییر دهد.نکته مهم این است که شوک‌های اقلیمی فقط به خود مزارع محدود نمی‌شوند. یک خشکسالی می‌تواند از طریق بازارها، زنجیره‌های تأمین و تجارت بین‌المللی گسترش پیدا کند و در نهایت بر قیمت مواد غذایی در سراسر جهان تأثیر بگذارد.بنابراین، خشکسالی دیگر فقط یک مشکل زیست‌محیطی یا کشاورزی نیست؛ بلکه می‌تواند به یک خطر ساختاری برای کل نظام غذایی جهان تبدیل شود.

خشکسالی؛ یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای «انبارهای غذایی» جهان

خشکسالی یکی از واضح‌ترین راه‌هایی است که تغییرات اقلیمی از طریق آن نظام تولید غذای جهان را تضعیف می‌کند.مناطق بزرگ تولیدکننده محصولات کشاورزی به بارندگی قابل پیش‌بینی، رطوبت مناسب خاک و فصل‌های رشد نسبتاً پایدار وابسته هستند.در گذشته، اگر یک منطقه دچار خشکسالی می‌شد، مناطق دیگر می‌توانستند تا حدودی کمبود تولید آن را جبران کنند. اما اگر چند منطقه مهم کشاورزی در یک زمان دچار خشکسالی شوند، گزینه‌های جایگزین بسیار کم تر می‌شود.

بر اساس یک مطالعه درباره خشکسالی هم‌زمان در مناطق اصلی تولید غلات جهان، احتمال وقوع خشکسالی هم‌زمان در مناطق تولیدکننده ذرت در این قرن، بسته به میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای، می‌تواند به حدود ۵۲ تا ۶۰ درصد برسد.این خطر به‌ویژه به دلیل خشک‌تر شدن بلندمدت مناطقی مانند برزیل، اروپا و ایالات متحد افزایش پیدا می‌کند.

نکته مهم این است که برای ایجاد یک بحران جهانی، لزوماً لازم نیست هر یک از این مناطق به‌تنهایی با یک خشکسالی بسیار شدید روبه‌رو شوند. حتی اگر چند منطقه به‌طور هم‌زمان با خشکسالی‌هایی با شدت متوسط مواجه شوند، مجموع این اتفاقات می‌تواند یک شوک بزرگ در بازار جهانی غذا ایجاد کند.در واقع، مشکل فقط این نیست که تغییرات اقلیمی باعث کاهش میزان برداشت محصولات می‌شود. مشکل عمیق‌تر این است که تغییرات اقلیمی، همان منطق جغرافیایی‌ای را که سیستم غذایی مدرن بر اساس آن ساخته شده بود، تضعیف می‌کند.

تجارت جهانی زمانی بهترین عملکرد را دارد که بحران‌ها پراکنده باشند. اگر یک کشور یا منطقه دچار مشکل شود، دیگر مناطق می‌توانند کمبود آن را جبران کنند.اما وقتی چند منطقه‌ای که قرار است یکدیگر را در زمان بحران پشتیبانی کنند، همگی هم‌زمان تحت فشار قرار بگیرند، سیستم بسیار شکننده‌تر می‌شود.بنابراین، سیستمی که در برابر بحران‌های جداگانه مقاوم به نظر می‌رسد، ممکن است در برابر بحران‌های هم‌زمان و هماهنگ‌ بسیار آسیب‌پذیر باشد.به عبارت دیگر، همان چیزی که در حالت عادی نقطه قوت نظام است، یعنی ارتباط زیاد و وابستگی متقابل کشورها، می‌تواند در شرایط بحرانی به نقطه ضعف آن تبدیل شود.

هرچه تجارت جهانی بیشتر شود، شوک‌ها نیز راحت‌تر منتقل می‌شوند.

نظام غذایی جهان در طول زمان به شبکه‌ای بسیار پیچیده و به‌هم‌پیوسته تبدیل شده است.

ارتباط تجاری یعنی این که مثلاً کشوری گندم یا برنج خود را به کشور دیگری صادر می‌کند. هرچه تعداد این ارتباطات بیش تر شود، مسیرهای بیش تری برای انتقال شوک‌ها و بحران‌ها در سراسر جهان ایجاد می‌شود.برای مثال، اگر یک منطقه مهم تولیدکننده گندم دچار خشکسالی شود، ممکن است تولید آن کاهش یابد. در این شرایط، کشورهای تولیدکننده ممکن است برای حفظ ذخایر داخلی خود، صادرات را محدود کنند.کشورهای واردکننده نیز ممکن است برای جلوگیری از کمبود، شروع به خرید بیش تر کنند و در نتیجه قیمت‌ها افزایش پیدا کند.

بنابراین، خشکسالی در یک نقطه از جهان می‌تواند باعث افزایش قیمت مواد غذایی در کشوری شود که خودش اصلاً با خشکسالی مواجه نشده است.

در زمان کمبود غذا، تولیدکنندگان و دولت‌ها معمولاً تمایل دارند صادرات را کاهش دهند تا نیاز مردم خودشان را تأمین کنند.در نتیجه، همان شبکه‌های تجاری که در شرایط عادی باعث می‌شوند مواد غذایی به‌سرعت و به‌صورت کارآمد جابه‌جا شوند، در زمان بحران می‌توانند به مسیرهایی برای انتقال اختلال و بحران تبدیل شوند.کشورهای وابسته به واردات در چنین شرایطی آسیب‌پذیرتر خواهند بود.

سیستم غذایی فقط شامل مزارع نیست. وقتی درباره امنیت غذایی صحبت می‌کنیم، نباید فقط به میزان محصولی که در مزرعه تولید می‌شود فکر کنیم.نظام غذایی جهان بسیار گسترده‌تر از کشاورزی است و شامل بخش‌های مختلفی می‌شود، از جمله:

تولید و توزیع بذرتولید خوراک دامکودهای شیمیاییسموم و مواد کنترل آفاتانبارداریحمل‌ونقلفرآوری مواد غذاییتوزیعفروشگاه‌ها و خرده‌فروشی

بنابراین، خشکسالی فقط یک «شوک تولید» نیست؛ بلکه می‌تواند به یک شوک در کل زنجیره تأمین غذا تبدیل شود.

هرچه یک نظام بیش تر به زنجیره‌های تأمین دقیق، زمان‌بندی‌شده و کم‌ذخیره وابسته باشد، در برابر تغییرات غیرقابل پیش‌بینی آب‌وهوا آسیب‌پذیرتر خواهد بود.

اگر همه‌چیز طبق برنامه پیش برود، چنین نظامی بسیار سریع و کم‌هزینه عمل می‌کند. اما وقتی یک بحران غیرمنتظره رخ دهد، نبود ذخایر و گزینه‌های جایگزین می‌تواند مشکل را شدیدتر کند.

خطر تمرکز قدرت در دست شرکت‌های بزرگ

یکی دیگر از نگرانی‌های مطرح‌شده در مقاله، تمرکز مالکیت و قدرت در صنعت کشاورزی و غذا است.

کشاورزی مدرن فقط به شرایط مناسب آب‌وهوایی وابسته نیست؛ بلکه به جریان مداوم و هماهنگ‌شده‌ای از نهاده‌های کشاورزی نیاز دارد که باید در زمان مناسب، در مکان مناسب و با قیمت مناسب به دست کشاورزان برسند.اما این سیستم مانند یک بازار کاملاً باز و متنوع نیست که در آن تعداد نامحدودی تأمین‌کننده جایگزین وجود داشته باشد.

بخش بزرگی از این زنجیره در اختیار تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ قرار دارد.

بر اساس آمار مطرح‌شده در مقاله، چهار شرکت بزرگ حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد بازار تجاری جهانی بذر را در اختیار دارند و همین چهار شرکت حدود ۷۰ درصد بازار جهانی آفت‌کش‌ها را کنترل می‌کنند.

ادغام شرکت‌های تولیدکننده بذر و مواد شیمیایی کشاورزی، و همچنین تمرکز بیش تر در صنایع کود و خرده‌فروشی، این وضعیت را تقویت کرده است.شرکت‌های بزرگ می‌توانند حجم عظیمی از بذر و مواد شیمیایی را جابه‌جا کنند، زنجیره‌های تأمین بین‌المللی را هماهنگ کنند، محصولات استاندارد ارائه دهند و هزینه‌های معاملات را کاهش دهند.تولید در مقیاس بسیار بزرگ می‌تواند سیستم را سریع‌تر، ارزان‌تر و منظم‌تر کند.اما یک نکته مهم وجود دارد:

بزرگ بودن و مقیاس بالا لزوماً به معنای مقاوم بودن در برابر بحران نیست.

وقتی تعداد تأمین‌کنندگان کم تر و قدرت در دست شرکت‌های محدودتری متمرکز شود، گزینه‌های جایگزین نیز کاهش پیدا می‌کند.

اگر تعداد کمی از شرکت‌ها بخش بزرگی از بازار بذر، سموم و کود را کنترل کنند، بخش بیش تری از سیستم غذایی جهان به تصمیم‌ها، مسیرهای توزیع و عملکرد همان تعداد محدود وابسته خواهد شد.

در چنین نظامی، یک اختلال کوچک می‌تواند به بخش بسیار بزرگ‌تری از زنجیره غذایی سرایت کند.مشکل فقط کمبود کالا نیست؛ بلکه کاهش توانایی نظام برای هماهنگ شدن و سازگار شدن با بحران است.وقتی چند مشکل هم‌زمان اتفاق بیفتد، یک نظام متمرکز و وابسته به تعداد محدودی از تأمین‌کنندگان، انعطاف بسیار کم تری برای واکنش نشان دادن خواهد داشت.

نتیجه اصلی

سیستم غذایی جهانی در گذشته تا حد زیادی به این فرض متکی بود که بحران‌های کشاورزی در نقاط مختلف جهان هم‌زمان رخ نمی‌دهند.اگر یک منطقه دچار خشکسالی می‌شد، مناطق دیگر می‌توانستند کمبود آن را جبران کنند.

اما تغییرات اقلیمی احتمال وقوع بحران‌های هم‌زمان را افزایش داده است.

از طرف دیگر، جهانی‌شدن و گسترش تجارت بین‌المللی باعث شده کشورهای بیش تری به یکدیگر وابسته شوند. این وابستگی در شرایط عادی مزیت بزرگی است، اما درزمان بحران می‌تواند باعث شود مشکلات با سرعت بیش تری از یک منطقه به منطقه دیگر منتقل شوند.

به زبان ساده، جهان برای تولید غذا به یک شبکه بسیار بزرگ و کارآمد تبدیل شده است، اما این شبکه برای شرایطی ساخته شده که بحران‌ها پراکنده و جدا از هم باشند.

تغییرات اقلیمی ممکن است شرایطی ایجاد کند که بحران‌ها هم‌زمان و به‌هم‌پیوسته شوند.

اگر چند منطقه اصلی تولید غذا هم‌زمان با خشکسالی مواجه شوند، کشورها صادرات خود را محدود کنند، قیمت‌ها افزایش یابد و شرکت‌های بزرگ نیز با اختلال در تأمین بذر، کود یا سموم روبه‌رو شوند، آنگاه یک مشکل محلی می‌تواند به یک بحران جهانی تبدیل شود.

بنابراین، برای مقاوم‌تر کردن نظام غذایی جهان، تنها افزایش تولید کافی نیست. نظام آینده باید تنوع بیش تر، منابع جایگزین، ذخایر کافی، زنجیره‌های تأمین انعطاف‌پذیرتر و وابستگی کم تر به تعداد محدودی از مناطق و شرکت‌ها داشته باشد.

در غیر این صورت، ممکن است سیستم غذایی جهان در ظاهر بسیار بزرگ و قدرتمند باشد، اما در برابر بحران‌های اقلیمی هم‌زمان، بسیار شکننده‌تر از چیزی باشد که تصور می‌کنیم.