بی برنامگی هراس انگیز در برخورد با مشکل آب،

فرستاده شده در ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

بی برنامگی هراس انگیز در برخورد با مشکل آب،

چه باید کرد؟

 

به تازگی مقاله‌ای در مجله ی نیچر که یکی از معتبر ترین مجلات دانشورانه ی جهان است به قلم آقای دکتر امیر آقا کوچک و همکاران شان منتشر شده که خبر از آینده ای سخت برای ایرانیان دارد. این نوشتار می گوید که منابع آب زیرزمینی در فاصله ی سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵ ( ۱۳۸۱ تا ۱۳۹4 ) در برخی از نقاط ایران بین ۲۰ درصد تا ۲۶۰۰ درصد کاهش یافته است و بیش ترین میزان کسری مربوط به حوضه ی دریاچه نمک بوده است که ۲۶ درصد جمعیت ایران از جمله تهران را در خود جای داده است. روند کاهش منابع آب در حوضه ی دریاچه بختگان به حدود ۲۶۰۰ درصد می‌رسد. یعنی 26 برابر آبی که طی این مدت در اثر بارندگی به این حوضه وارد شده، از طریق چاه ها خارج شده است. نویسنده می نویسد: “مرگ آبخوان ها در زیست بوم های این کهن بوم، ناپایداری اجتماعی-اقتصادی و فروپاشی محیط زیست را در خاورمیانه نشانه رفته است و این درام را پایانی ناخوش است.”

خلاصه ی (ابسترکت) مقاله به این شرح است: ” ما با استفاده از داده هایی که در باره ی متوسط ماهانه ی سطح آب های زیرزمینی در ۴۷۸ حوضه ی فرعی و 30 حوضه ی اصلی در دسترس بود، میزان تهی شدن آبخوان های ایران را محاسبه کردیم. در این مطالعه عواملِ طبیعی و انسانی موثر بر پویایی ذخایر آب زیرزمینی مورد بررسی قرار گرفت و نقش هر یک از آنها در دوره ی زمانی  ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵ به صورت کمی بیان شده است. به برآورد ما کل برداشت اضافی آب زیرزمینی ایران در این دوره ۷۴ میلیارد مترمکعب بوده و نرخ آن در نقاط مختلف و در حوضه‌های اصلی و فرعی مختلف بسیار متفاوت بوده است. تاثیر تهی شدن ذخایر آب زیرزمینی هم اکنون به صورت اضافه برداشت آب در ۷۷ درصد از سرزمین ایران، رشد فزاینده ی شوری خاک در سرتاسر کشور و افزایش بسامد و وسعت فرونشست زمین در دشت های ایران دیده می‌شود. گرچه خشکسالی های  وابسته به تغییرات هواشناسی/آبی یکی از عوامل این سقوط بوده‌ و نرخ تهی شدن کل ذخایر آب زیرزمینی را در سراسر کشور تشدید کرده ‌است، اما در ایران در مقیاس حوضه های بزرگ آب زیرزمینی، تهی شدن اساساً ناشی از بیرون کشیدن حجم زیادی از آب توسط انسان‌ ها بوده است. ما هشدار می‌دهیم که تداوم مدیریت ناپایدار آبهای زیرزمینی در ایران می تواند  به ایجاد اثرات بالقوه برگشت ناپذیری در زمین های کشاورزی و محیط زیست بیانجامد و امنیتِ آبی، غذایی و امنیت اقتصادی-  اجتماعی کشور را به خطر بیاندازد. ”

 

مشکل کم آبی و اهمیت آن بر خوانندگان محترم پوشیده نیست. آن چه سه محقق برجسته ی ایرانی در مجله ی نیچر منتشر کرده اند تاییدیه ی چند کارشناس برجسته است بر وجود مشکلی که  اکنون همه ی ما آن را با تمام وجود حس می کنیم. اما سئوالی که مطرح می شود آن است که در چنین شرایطی چه باید کرد. مسایل مربوط به منابع آبی و راهکار های کارشناسانه را کارشناسان محترم و دانشمندان و متخصصان آب، که در کشور ما کم نیستند، مدتهاست که  ارائه داده اند. مشکل اما در عدم تحقق آن راهکار ها و بر عکس وخیم شدن اوضاع آبی است. گرچه می توان و باید به این راهکار ها اشاره و آنها را مشخص کرد، اما مهم تر از آن درک علت عدم اجرای آنهاست. مساله این جاست که چرا اراده ای برای برخورد علمی با مساله ی آب و پیشگیری از وخیم تر شدن آن وجود ندارد. چرا کل نظام که قطعا خود را با این خطر روبرو می بیند و می داند که این خطر بر زندگی و سلامت مردم و بر وضعیت اقتصادی کشور تاثیری بسیار مخرب خواهد داشت، هیچ اقدامی نمی کند و تنها فعالیت ش محدود می شود به درخواست از مردم شهر نشین برای کاهش مصرف خود و محدود کردن میزان مصرف ِ مصرف کنندگان ِ پر مصرف! چرا در مقابل این بلیه ی عظیم هیچ سازماندهی جدیدی انجام نمی شود، سرمایه گذاری جدیدی صورت نمی گیرد، تغییری در ردیف های بودجه شکل نمی گیرد؟ آیا تنها روش ممکن ِمبارزه ی ما با خشکسالی و کمبود آب،افزودن بر تعداد تانکر های آب است تا آب را به تعداد بیش تری روستای بدون آب برسانیم؟  قطعا چنین نیست و متولیان امور و مسئولان دولتی نیک این را می دانند. پس چرا دست به تغییرات و سازماندهی عظیمی که برای این کار لازم است نمی زنند؟ چرا مشارکت وسیع مردمی را نمی طلبند و بر نمی انگیزند؟ چرا در اولویت سرمایه گذاری ها تغییر فوق العاده و مهمی ایجاد نمی کنند؟ چرا بر همان طبل قدیمی می کوبند و چگونه انتظار دارند که با همان روش هایی که تا به حال به کار برده اند، بتوانند همان مشکلاتی را که قبلا با آن روش ها ایجاد کرده اند حل کنند؟

 

یکی از مشکلات بزرگ در زمینه ی مدیریت آب کشور ،مانند مدیریت ِ بسیار ی موارد دیگر، آن است که متولی کار مشخص نیست. مساله ی آب به وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های متعددی مربوط می‌شود، از وزارت نیرو – شرکت آب و فاضلاب و شرکت آب منطقه‌ای-  گرفته تا وزارت کشاورزی که بزرگ ترین مصرف کننده ی آب است و سازمان حفاظت محیط زیست، شهرداری ها، سازمان منابع طبیعی و بسیاری خرده سازمان‌های دیگر همه در آن دخالت دارند. با چنین کاروان سنگین و پر تعدادی که در آن هر کسی ساز خود را می‌زند هیچ گاه نمی توان هیچ باری را به مقصد رساند. بویژه در شرایطی که برای اخذ تصمیمات مهم و کلان ِ کشوری هیچ یک از بالا ترین مقامات این سازمان ها هم اختیار کامل ندارند. این کار نیازمند یک سازماندهی و برنامه‌ریزی جدی است. باید شورایی در بالا ترین سطح ایجاد شود و کلیه ی امور مربوط به آب را در کشور در دست گیرد و همه ی سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها و ادارات از آن حرف شنوی داشته باشند. باید بخش نامه‌های آن  لازم الاجرا باشد و هر کس از آن سرپیچی کند به شدت تنبیه شود. این کار باید در کوتاه مدت و بسیار سریع صورت گیرد و برای تمام منابع آبی کشور با استفاده از کارشناسان برجسته ای که در داخل و خارج کشور وجود دارند برنامه ریزی شود تا بتوان سازگاری با خشکسالی را در عمل پیاده کرد. این سیاست کوتاه مدت برای برخورد کوتاه مدت و فوری با مساله ی آب لازم است.

 

اگر عزم راسخی باشد و شورای خاصی با قدرتی که فوقا ذکر کردیم ایجاد شود، برای مدیریت این خشکسالی و کم آبی شدید چه می‌توان کرد؟

 

در زمینه ی عرضه ی طبیعی کار چندانی نمی توان کرد. دیگر موقع سد زدن و چاه حفر کردن نیست. برای این کار آبی وجود ندارد. انتقال آب نیز بسیار پرخرج و زمان- ‌بر است و سبب تخریب شدید محیط زیست می شود. پس چه باید کرد؟ مهم ترین تنها کاری که می‌توان و باید کرد اولویت قائل شدن برای مشکل آب در سرمایه‌گذاری است. هیچ مشکل اقتصادی- اجتماعی را نمی توان بدون سرمایه گذاری حل کرد. تنها با درخواست از مردم و جریمه کردن آنها نمی توان چنین مشکلی را حل کرد.  باید به خیلی از کسانی که چاه دارند و کشاورزی می‌کنند پول داد تا این کار را نکنند و چاه خود را ببندند یا به شرب اختصاص دهند. باید راندمان تولید کشاورزی را با استفاده از تکنولوژی‌های نوین ارتقاء داد و شاخص بهره‌وری را بالا برد. این بدان معناست که این تکنولوژی ها را باید وارد کرد یا ریزه کاری های آنها را فراگرفت و برای آنها هزینه کرد و در اختیار کشاورزان قرار داد. پس باید در سیاست خارجی تغییراتی داد تا بتوان این تکنولوژی ها را فرا چنگ آورد. نباید این تکنولوژی ها را با کسب سود به کشاورزان فروخت یا برای خرید آنها وام با بهره به کشاورزان داد، بل باید اینها به رایگان یا با هزینه ای اندک در اختیار کشاورزان قرار گیرد. باید سیاست‌های تصویب شده در اسنادی مانند سند تدبیر آب و تعادل بخشی آبهای زیرزمینی را اجرا کرد.  برای محافظت از آبهای زیر زمینی  باید سازماندهی نوینی به وجود آورد. می باید مردم وسیعا در زمینه ی سازگاری با خشکسالی آموزش ببینند. آموزش وسیع در این زمینه را باید سامان داد. باید مشارکت مردمی را شدیدا تشویق کرد و گسترش داد و کار را به دست مردم سپرد و از آنان کمک خواست و اعتماد مردم را جلب کرد. اما برای این امر مهم باید هزینه کرد و پول خرج کرد. باید برای آبهای زیر زمینی در بودجه ی کشور اولویت قایل شد. باید از سایر هزینه ها کاست و سرمایه را به این بخش آورد. نمک زدایی از آب دریا ها و استفاده از آب شیرین کن ها را باید به شدت گسترش داد و در آن سرمایه‌گذاری کرد. تصفیه فاضلاب و استفاده از فاضلاب در بخش کشاورزی باید به شدت توسعه یابد. کشاورزان را باید به استفاده از پساب ترغیب کرد و سرمایه گذاری در ایجاد تصفیه خانه های مدرن را تشویق و کمک کرد. آبخیزداری را باید به شدت توسعه داد و آبخوان ها را با سرمایه‌گذاری در مدیریت سیلاب پُر کرد و از ظرفیت آنها استفاده کرد.

 

اینها چند نمونه از کار هایی است که می توان برای مقابله با کم آبی شدید در کوتاه مدت انجام داد. لکن انجام این کار ها و راهکار های دیگری مانند تغییر الگوی کشت و جلوگیری از خروج آب مجازی و ترمیم و نوسازی لوله کشی آب شهری و غیره، هیچ یک، چنان که گفتیم بدون تغییر در اولویت های سرمایه گذاری ممکن نیست.

 

اما تغییر در اولویت ما برای سرمایه گذاری مستلزم تغییر در نگرش ما به اقتصاد و طبیعت و زندگی ست. آیا تولید سالانه ی یک میلیون اتوموبیل پر مصرف برای ما اولویت دارد یا حفظ ذخایر آبی؟ آیا تولید آپارتمان های متری یکصد میلیون تومان در شمال تهران ضرورت دارد یا زنده نگاه داشتن دریاچه بختگان؟ آیا نابودی هورالعظیم بیش تر اهمیت دارد یا فروش نفت آن؟ آیا سفر های تفریحی و زیارتی چندین میلیونی اولویت ماست یا پیشگیری از فرو نشست زمین در تهران و چندین شهر دیگر؟ در باره ی این مسایل باید فکر کنیم. و بسیار فکر کنیم. و بسیار سریع.

اما فراتر از همه اینها ، همان طور که ذکر شد، مساله ی اصلی آن است که اهمیت این کار به خوبی درک شود و عزم و اراده ی لازم برای مقابله با خشکسالی وجود داشته باشد، که متاسفانه ندارد. پس باید آن را به وجود آورد. مساله ی کم آبی مساله ی این دولت و آن دولت نیست. مساله ای فوری است که به حیات و زندگی مردم مربوط است و عدم رسیدگی به آن ، چنان که سه محقق ایرانی در مجله ی نیچر گفته اند، عواقب اقتصادی- اجتماعی وخیمی خواهد داشت. پس همه باید در مقابله با آن بکوشیم.

 

سیاست و برنامه ی درازمدت مقابله با خشکسالی اما نیازمند تغییراتی وسیع در اقتصاد و شیوه ی کسب و کار مردم ، جذب نیروی سر ریز کشاورزانِ کنده شده از زمین به داخل بخش صنعت و خدمات مدرن و موارد مهم دیگری است که خود داستان دیگری ست.

 

 

Number of comments: 4
تاریخ: ۹ خرداد ۱۴۰۰
نویسنده: admin

جناب آقای بهزاد مولایی توجه شما به عنوان یکی از با تجریه ترین مهندسان ساختمان کشور به این مقاله باعث خوشحالی ماست. آن چه فرموده اید کاملا درست است. در واقع در مقالات تئوریک نمی توان جنبه ی پراتیکی برنامه های ارائه شده و نحوه ی اجرای آنها را دقیقا مشخص کرد و این یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی هر کشور است. بسیاری از روشن فکران راه ها و پیشنهاداتی را ارائه می دهند ولی تصوری از نحوه ی اجرای آن ندارند لذا در بسیاری موارد پیشنهادات آنها غیر پراتیک است و حالت غر زدن پیدا می کند. همان طور که شما گفته اید باید مقادیر مناسب و زمان مناسب در نظر گرفته شود و برنامه ی جامعی برای اجرا تدوین شود و این امر در درجه ی اول مستلزم عزم راسخ و وجود یک کانون قدرتمند تصمیم گیری است که بتواند کل پروژه را اجرا کند.به قول هگل " کل حقیقت است" . با تشکر ادمین
تاریخ: ۹ خرداد ۱۴۰۰
نویسنده: admin

جناب آقای امینی بسیار از عطف توجه شما ممنونیم. در واقع تمام این نوشته ها به همان منظوری که شما فرموده اید منتشر می شود. اصل آن است که الویت های اقتصادی مردم تغییر کند و حفظ محیط زیست به الویت اصلی تبدیل شود. موفق باشید. ادمین
تاریخ: ۲ خرداد ۱۴۰۰
نویسنده: علیرضا امینی

بسیار خوب بود. باید مردم را در زمینه اینگونه مسائل آگاه کرد تا برنامه ریزی برای حفظ این مواهب و زیرساختهای حیات کشورمان دغدغه و مطالبه آنها شود.
تاریخ: ۱ خرداد ۱۴۰۰
نویسنده: بهزاد مولایی

ضمن عرض سلام و ادب ذکر نکات ذیل را ضروری میدانم: توصیه های شما اگر چه به صورت مجزا و منفرد در مدیریت آب صحیح و قابل درک است ولی من مجموعه آنها را مانند صورت کردن اجزا مورد نیاز برای مثلا اجرای یک پروژه ساختمانی میدانم که حالا میبایست هم اولا مقادیر این اجزا درست محاسبه شده باشد و دوما زمان بندی استفاده از آنها در قالب یک برنامه جامع علمی تهیه شده باشد که در آن عامل زمان انجام و اتمام پروژه جایگاه و وزن درست خود را داشته باشد. متاسفانه تحقق اهداف این پروژه فقط با داشتن ساختار مناسب قدرت به مثابه مالک این پروژه عملی خواهد بود. مثال عملی و عینی آن ساختار قدرت و مدیریت در کشور چین می‌باشد با احترام بهزاد مولایی



طراوت-بهار

هدف اين موسسه همان طور که در آگهي تاسيس و اساسنامه آن آمده است عبارت است از فعاليت در زمينه آموزش و پژوهش و ترويج و مشاوره زيست محيطي و همکاري با کليه ارگان هاي دولتي و دانشگاهي داخلي و موسسات پژوهشي و زيست محيطي بين المللي در زمينه اجراي طرح هاي مختلف زيست محيطي در جهت ارتقاي دانش زيست محيطي