کم آبی وسیع در سطح جهان

متن پیام لستر براون به مناسبت روز ملی آب

این متن درمراسم بزرگداشت روز ملی آب که در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران برگزار شد توسط دکتر طراوتی خوانده شد.

مراسم بزرگداشت روز ملی آب در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران

مراسم بزرگداشت روز ملی آب در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران

گسترش سریع کمبود آب

کره زمین عملا در حال خشک شدن است. هزاران دریاچه و رودخانه پیوسته ناپدید می شوند. دریاچه چاد در مرز بین چاد و نیجر اکنون تنها چهار درصد مساحت خود را حفظ کرده است. بزودی ممکن است این دریاچه فقط بر روی نقشه ها باقی بماند. دریاچه آرال، که یکی از بزرگ ترین پیکره های آبی داخل سرزمینی جهان بود، اکنون تنها جزء کوچکی از چیزیست که 40 سال پیش بود. در 14 ژوئن سال 2015 میلادی ناسا نتیجه مطالعه ای10 ساله را درباره 37 آبخوان بسیار بزرگ جهان منتشر کرد. بنابر این گزارش 21 آبخوان از مجموع این 37 آبخوان به علت پمپاژ بیش از حد آب پیوسته کوچک تر می شوند و از میان این گروه سرعت كوچك شدن 13 آبخوان فوق العاده ای زياد است. این تحلیل ناسا که با همکاری جت پروپولژن لابراتواری در کالیفرنیا به دست آمده تایید می کند که منابع آبی زیر زمینی جهان که 35 درصد تمام آب آبیاری جهان را تامین می کنند پیوسته کوچک تر می شوند، آن هم با سرعتی بسیار زیاد.
از میان آبخواهایی که بیش ترین فشار را تحمل می کنند می توان به آبخوان عربی اشاره کرد که 60 میلیون نفر به آن متکی اند، آبخوان حوضه رود سند که بین هند و پاکستان مشترک است و به راحتی حدود 200 میلیون نفر از مردم را حمایت می کند و آبخوان مورزولا- جدو که بین لیبی و نیجر مشترک است اشاره کرد. تعجبی ندارد که آبخوان هایی که تحت بیش ترین تنش قرار دارند آبخوان هایی هستند که معمولا در مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده اند.

امروزه 18 کشور جهان که حدود نیمی از جمعیت جهان در آنها ساکن اند بیش از حد از آبخوان های خود بهره برداري مي كنند. از میان آنها می توان سه کشور بزرگ تولید کننده غلات یعنی چین، هند و ایالات متحد را بر شمرد که در مجموع نیمی از تولید غله جهان را بر عهده دارند و همراه با آنها چندین کشور پرجمعیت مانند ایران، پاکستان و مکزیک نیز در همین وضعیت قراردارند.
از نظر تاریخی از زمان سومریان در 6 هزار سال پیش آب آبیاری از طریق احداث سد و بند بر رودخانه ها حاصل می شده است. با این کار مخزنی ایجاد می شد که آب آن را می شد با کانال به زمین های کشاورزی رساند. اما از 1950 میلادی به بعد گسترش زمین های آبی عمدتا ناشی از تلمبه کردن منابع آبی زیر زمینی بوده است.
بهره برداری از آب های زیر زمینی باعث رشد عظیم تولید غذا شد. اما چندان که تقاضا برای غلات به رشد خود ادامه داد، میزان آبی که از زیر زمین برداشته می شد نيز افزایش یافت. طولی نکشید که میزان استخراج آب در بسیاری از مناطق به بیش از مقدار تغذیه طبیعی آبخوان ها با آب باران افزایش یافت و سفره های آب زیر زمینی رو به سقوط نهادند. بعد از آن چاه ها خشک شدند. در واقع تلمبه کردن و بهره برداری بیش از حد آب برای آبیاری، نوعی حباب غذایی وابسته به آب ایجاد می کند. حبابی که آنگاه که آبخوان تهی شود و میزان بهره برداری از آن ضرورتا به میزان تغذیه طبیعی آن کاهش یابد خواهد ترکید.
کمبود آب در دو دسته از کشور ها براي جهان حایز اهمیت بسیار است. اول کشور های بزرگ تولید کننده اصلی غلات جهان یعنی ایالات متحد، چین و هند. دوم کشور های منطقه خاور میانه.
در میان سه کشور بزرگ تولید کننده غلات، وابستگی به آب آبیاری بسیار متفاوت است. در چین حدود چهار پنجم محصول غلات از زمین های آبی به دست می آید که عمده آنها هم از آب سطحی رودخانه های یانگ تسه و زرد و شاخه های فرعی آنها تغذیه می شوند. در هندوستان سه پنجم غلات از زمین های آبی به دست می آید که عمدتا برای آبیاری آنها از آب زیر زمینی استفاده می شود. در ایالات متحد فقط یک پنجم محصول غله متعلق به زمین های آبی است. عمده محصول غله ایالات متحد دیمی است و در کمربند بسیار مولد غرب میانی آمریکا تولید می شود و نیازی به آبیاری ندارد.
از نظر میزان بهره برداری از آب های زیر زمینی، سهم هندوستان با برداشت 210 میلیارد متر مکعب در سال از همه کشورهای جهان بیش تر است . این مقدار تقریبا معادل مجموع برداشت 105میلیارد متر مکعبی چین و برداشت 100 میلیارد متر مکعبی آمریکا از آب های زیر زمینی است. به عبارت دیگر میزان آب آبیاری زیر زمینی مصرفی در هند برابر است با مجموع مصرف چین و ایالات متحد.
سقوط سفره های آب زیر زمینی از هم اکنون نیز آینده ی تولید غله در شمال چین را به خطر انداخته است. بررسی ای که در سال 2001 میلادی در باره آب زیر زمینی در چین منتشر شد نشان داد که سفره های آب زیر دشت شمال چین یعنی ناحیه ای که نیمی از گندم و یک سوم ذرت این کشور را تولید می کند با سرعت زیاد در حال سقوط بود. اکنون برداشت بیش از حد آب، آبخوان کم عمق منطقه را عمدتا تهی کرده و کشاورزان را وادار کرده در جستجوی آب به آبخوان عمیق منطقه که تجدید شدنی نیست پناه ببرند. سفره آب زیر دشت شمال چین که قبلا در سی متری زمین بود اکنون در بعضی مناطق به 300 متری سقوط کرده است. چاه های کم عمق همگی خشک و رها شده اند و کشاورزان ناچار شده اند که چاه های عمیق تری حفر کنند. چین که قریب 1.4 میلیارد نفر جمعیت دارد با کاهش شدید عرضه آب روبروست. در سال 1960میلادی چین 50 هزار دریاچه و رودخانه داشت. تا سال 2010 تنها 23 هزار از آنها باقی مانده بود.

 

لستر براون، بنیانگذار موسسه پژوهش های زیست محیطی ورلد واچ

لستر براون، بنیانگذار موسسه پژوهش های زیست محیطی ورلد واچ

هرچند کمبود آب چین بسیار جدی است، کمبود آب هند از آن هم هشدار دهنده تر است زیرا در این کشورحاشیه بین مصرف غذا و بقای انسان ها بسیار خطرناک است. در هندوستان که جمعیت آن سالانه 19 میلیون نفر رشد می کند آبیاری عمدتا به آب زیر زمینی متکی است و چون در این کشور هیچ محدودیتی برای حفر چاه وجود ندارد کشاورزان تا کنون 27 میلیون چاه در آن حفر کرده اند و در مجموع مقادیر بسیار عظیمی از آب زیر زمینی را بیرون می کشند.
در این مرکز جهانی زلزله حفر چاه، موتور ها ی آب که با یارانه های سنگین برق از آنها حمایت می شود پیوسته سفره های آب زیر زمینی را با سرعتی خطرناک پایین می برند. در تمام ایالت های هند سفره های آب زیر زمینی پیوسته سقوط می کنند. از میان مهم ترین آنها که بیش تر تحت تاثیر قرار گرفته اند می توان به پنجاب، هاریانا، راجستان و گجرات در شمال و استان تامیل نادو در جنوب اشاره کرد. در شمال گجرات سفره های زیر زمینی آب با سرعت عجیب 6 متر در سال سقوط می کنند. در تامیل نادو یعنی ایالتی که 72 میلیون نفر جمعیت دارد سفره های آب زیر زمینی در تمام ایالت در حال سقوط اند . دکتر پالانی سامی از دانشگاه کشاورزی تامیل نادو، در سال 2004 اعلام کرد که 95 درصد چاه های کشاورزان کوچک که نوعا چاه هایی کم عمق هستند خشک شده اند و بر اثر آن کشاورزی آبی ایالت ظرف یک دهه گذشته حدود 50 درصد کاهش یافته است. بانک جهانی برآورد می کند که 190 میلیون هندی به وسیله غله ای تغذیه می شوند که در اثر بهره برداری بیش از حد از آب به دست می آید.
در ایالات متحد کشاورزان درمنطقه دشت های بزرگ و از جمله در چندین ایالت مهم تولید کننده مانند ایالت تکزاس، اوکلاهوما، کانزاس و نبراسکا بیش از حد از آب های زیر زمینی بهره برداری می کنند. در این ایالت ها آبیاری نه تنها سبب افزایش عملکرد گندم شده بلکه در برخی مناطق به کشاورزان اجازه داده به جای گندم ذرت که عملکرد بسیار بالاتری دارد بکارند. مثلا در کانزاس که از قدیم به عنوان بزرگ ترین تولید کننده گندم شناخته شده اکنون تولید ذرت بیش از گندم است. کشاورزی آبی در این ایالت ها توسعه پیدا کرده اما آبی که صرف آن می شود از آبخوان اوگالالا به دست می آید که پیکره آبی زیر زمینی عظیمی است که از نبراسکا به سمت جنوب تا تکزاس کشیده شده است. متاسفانه اوگالالا آبخوانی است فسیلی که آب سال های سال قبل در آنجا جمع شده است. میزان تغذیه آن بسیار اندک است و نسبت سرعت بهره برداری به سرعت تغذیه آن 24 به 1 است. آنگاه که این آبخوان تهی شود، چاه ها خشک خواهند شد و کشاورزان می باید بسته به شرایطی که دارند یا به کشاورزی دیمی بازگردند و یا کلا کشاورزی را ترک کنند.
در تکزاس میزان زمین های آبی تحت کشت غلات در سال 1975 به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون دو سوم کاهش یافته و بیش ترین کاهش آن در سال های اخیر بوده است. در کانزاس مساحت زمین های کشاورزی در سال 1982 میلادی به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون 41 درصد کاهش یافته. نبراسکا هم که اکنون بزرگ ترین تولید کننده ذرت آمریکا ست در سال 2007 میلادی به حداکثر زمین کشاورزی آبی خود رسید. اما هر چند تهی شدن این آبخوان محصول غله را در برخی از ایالت ها به شدت کاهش می دهد، هنوز برای آن که کل محصول غله آمریکا را کاهش دهد کافی نیست زیرا عمده این غله در کمربند ذرت بسیار مولد غرب میانه و به صورت دیم تولید می شود. برای نشان دادن قابلیت تولید افسانه ای این منطقه کافی است توجه کنیم که میزان تولید غله ایالت آیووا به تنهایی بیش از کل محصول کشورکانادا و مقدار سویایی که این ایالت تولید می کند بیش از تولید سویای چین است. ایالت ایلینویز که مجاور آن است نیز چندان فاصله ای با آن ندارد.

منطقه دوم خاور میانه است . در خاورمیانه نیز کمبود آب به شدت خود را می نمایاند . در این منطقه خشک و نیمه خشک تعدادی از کشورها از آبخوان های خود چنان بیش از حد بهره برداری کرده اند که آبخوان آنها پیوسته سقوط می کند و چاه های آنها در حال خشک شدن است. با کاهش عرضه آب آبیاری بالاخره در نقطه ای از زمان تولید غله نیز روی به کاهش خواهد نهاد و این امر برای آنها عواقب اجتماعی و سیاسی در بر خواهد داشت.

از میان کشورهایی که میزان مصرف آب آنها به اوج خود رسیده و محصول غله آنها رو به کاهش نهاده می توان از عربستان سعودی، سوریه و یمن نام برد. در هر سه این کشورها کاهش دسترس پذیری آب آبیاری منجر به کاهش تولید غلات شده است. تا کنون کشورهای کو چک تری به کاهش تولید غله دچار شده اند اما کشورهای بزرگ تری مانند پاکستان که به کمبود آب دچارند نیز خیلی از آنها عقب نیستند.
در این منطقه در هیچ کشوری سقوط سفره های آب زیر زمینی و کاهش سطح کشاورزی آبی برجسته تراز عربستان سعودی نیست، یعنی کشوری که همان اندازه که از نظر نفت غنی است از نظر آب فقیر است. سعودی ها بعد از تحریم صادرات نفت در سال 1973 دریافتند که در مقابل تحریم متقابل غله آسیب پذیرند. لذا برای این که در تولید گندم خودکفا شوند یارانه بسیار سنگینی را به کشاورزی آبی اختصاص دادند که اساس آن بر تلمبه کردن آب از یک آبخوان زیر زمینی بود. بعد از این که عربستان برای مدت بیش از 20 سال از نظر گندم خود کفا شد سعودی ها در سال 2008 اعلام کردندکه آبخوان آنها به طور کلی تهی شده و آنها کشت گندم را هر سال یک هشتم کاهش خواهند داد و در سال 2016 میلادی آن را کاملا قطع خواهند کرد. اما مدت کوتاهی بعد از آن و به مجرد این که آنها ارزش واقعی آب باقی مانده را دریافتند قطع کشاورزی آبی را برای زمان زودتری برنامه ریزی کردند. در سال 2015 سعودی ها تمام غله مورد نیاز خود را وارد کردند. آنها پیش بینی می کنند که سالانه 15 میلیون تن گندم، برنج، ذرت و جو برای تغذیه جمعیت 30 میلیونی خود و گله های سریع الرشد دامی و مرغداری های بزرگ خود نیاز دارند. عربستان سعودی اولین کشوری بود که به طور علنی برآورد کرد که تهی شدن آبخوان چگونه و چه زمانی محصول غله آن را کاهش خواهد داد.
سوریه كه 22 میلیون نفر جمعیت دارد و رمق آن در اثر جنگ داخلی گرفته شده نیز پیوسته منابع آب زیر زمینی خود را بیش از حد مورد بهره برداری قرار می دهد. تولید غله آن در سال 2001 میلادی به اوج خود رسید و از آن زمان تا کنون 32 درصد کاهش یافته است. این کشور نیز شدیدا به غله بیرون از کشور وابسته شده است. در کشور همسایه سوریه یعنی عراق، تولید غله ظرف يك دهه گذشته به رغم تداوم رشد سریع جمعیت کشور در سطح ثابتی باقی مانده است. این کشور نیز اکنون برای تامین دو سوم از غله مصرفی خود به بازار جهانی متکی است. علاوه بر تهی شدن آبخوان هم سوریه و هم عراق به طور مداومی از کاهش جریان آب رودخانه های دجله و فرات نیز رنج می برند زیرا کشور ترکیه که در بالادست این دو واقع شده مقداری از آب آن را برای خوداختصاص داده است. در یمن که کشوری است با 24 میلیون جمعیت و مرزی طولانی با عربستان سعودی دارد سفره های آب پیوسته قریب 1.8 متر در سال پایین تر می رود زیرا میزان مصرف آب بیش از میزان تغذیه آبخوان های آن است. این کشور که یکی از سریع الرشد ترین جمعیت های جهان را دارد و سفره های آب آن در سراسر کشور پیوسته سقوط می کند اکنون به یک مورد بحران آبی جهان تبدیل شده است. طي 40 سال گذشته تولید غله کشور قريب 50 درصد کاهش یافته و تا چند سال ديگر مزارع آبی در اين کشور به چیزی کمیاب تبدیل خواهند شد و كشور ناچار خواهد بود عملا تمام غله مورد نیاز خود را از خارج وارد کند. یمن که اکنون با آب قرضی و زمان قرضی زندگی می کند ممکن است به یک دولت بی اقتدار تبدیل شود و تحت حکومت گروه های قومی قبیله ای مختلفی قرار گیرد که بر سر آب نزاع مي كنند.
در خاورمیانه عربی جهان شاهد تقابل بین جمعیتی سریعا رشد یابنده و منابع آبی است که پیوسته کاهش می یابد. برای اولین بار در تاریخ در یک منطقه جغرافیایی، تولید غله در حال کاهش است بدون آن که در چشم انداز هیچ چیز برای جلوگیری از آن وجود داشته باشد. از آنجا که این کشورها نتوانسته اند بین سیاست های جمعیتی و سیاست آب خود توازن برقرار کنند اکنون هر روز 9000 نفر جمعیت جدید در اين منطقه جویای غذاست و هر روز آب کم تری برای تولید غذا برای این جمعیت وجود دارد.

IMG_20160305_215847
کشورهای دیگری که جمعیت بزرگ تری دارند نیز به اوج مصرف آب خود نزدیک شده و یا از آن فراتر رفته اند. در ایران، کشوری که 79 میلیون نفر جمعیت دارد، کاهش بین سال 2007-2012 میلادی و چندان که چاه ها رو به خشک شدن نهادند، تولید غله 10 درصد کاهش یافت. از آنجا که یک چهارم تولید غله این کشور از راه بهره برداری بیش از حد از آب های زیر زمینی به دست می آید در چشم انداز تولید آن كاهش بيش تر محصول غله دیده می شود. ایران که جمعیت آن سالانه یک میلیون نفر رشد می کند نیز با چشم انداز رشد وابستگی به جهان خارج برای تامین غذا روبروست.
پاکستان که جمعیت 199 میلیون نفری آن سالانه 4 میلیون رشد می کند نیز به بهره برداری شدید از آب های زیر زمینی خود مشغول است. بخش بزرگی از آب آبیاری آن از سامانه رودخانه سند تامین می شود، یعنی رودخانه ای که عمدتا در اثر ذوب یخ در پهنه های بالایی حوضه سند تغذیه می شود . اما به نظر مي رسد در بخش پاکستانی دشت حاصلخیز پنجاب سقوط سفره های زیر زمینی تفاوتی با آنچه در آن سوی مغز در هند رخ می دهد ندارد.
چاه های کنترلی که در نزدیکی دو شهر دو قلوي اسلام آباد و راولپندی واقع در شمال شرقی پاکستان حفر شدند نشان داده اند که بین سال 1982 و سال 2000 میلادی سفره های آب زیر زمینی پيوسته سقوط کرده اند که طیف این سقوط چيزي بین یک متر تا 1.8 متر بوده است. در استان بلوچستان پاکستان سفره های زیر زمینی دورو بر پایتخت یعنی شهر کوته پیوسته سالانه 3.3 متر پایین تر می روند و به همین دلیل است که این شهر اکنون دیگر آبی ندارد. سردار ریاض خان مدیر سابق موسسه تحقیقات نواحی خشک پاکستان در شهر کوته گزارش می دهد که از هفت حوضه رودخانه اي بلوچستان شش تای آنها منابع آب زیر زمینی خود را کاملا تهی کرده اند و در نتیجه زمین های آبی بایر مانده اند. تعجبی ندارد که مهاجرت توده اي وسیعی اکنون در بلوچستان ایجاد شده که به یکی از بزرگ ترین امواج مهاجرت پناهجویان آب تبدیل شده است. مهاجرتی که تعداد شركت كنندگان آن به میلیون ها نفر سر می زند.
مطالعه ای که بانک جهانی دراین باره انجام داده و رهبری آن با متخصص برجسته آب جان بريسكو بوده است می گوید: “پاکستان از نظر تنش آبي اکنون یکی از بدترین موقعيت هاي جهان را دارد و اين وضعيت به لحاظ رشد سریع جمعیت آن می رود تا به کمبود آشکار و همه جانبه آب تبدیل شود” در ادامه این گزارش گفته می شود که بقای پاکستان مدرن و روبه رشد اکنون به وسیله كمبود آب مورد تهديد قرار گرفته.
چندان که کشاورزی جهان توسعه می یابد، نزاع بر سر آب در سطح بین المللی مانند آنچه در حوزه رودخانه نیل بین مصر و کشورهای بالا دست جریان دارد روز به روز بیش تر می شود. اما در داخل کشورها این رقابت بین شهر ها و کشاورزان بر سر آب است که سیاست مداران را به خود مشغول می کند. در واقع اکنون کشاورزان بسیاری از کشورها نه تنها به علت تهی شدن آبخوان ها با عرضه ميزان كم تري آب مواجهند بلکه سهم کم تری از آن عرضه کم تر آب در اختیار آنان قرار می گیرد. در غرب آمریکا تمام آب موجود مدعی دارد و مورد معامله قرار گرفته است و هیچ منبع آبی بدون مدعی نیست. در نتیجه نیاز فزاینده شهر های بزرگ و هزاران شهر کوچک آمریکا را به آب تنها می توان از طريق بیرون آوردن آب از دست کشاورزان تامین کرد. چندان که بهای آب فزونی می گیرد، کشاورزان بیش تری پیوسته حقآبه خود را به شهر ها می فروشند و در نتیجه زمین های آنها خشک می شود. در آمریکا کم تر روزی وجود دارد که در آن معامله ای بر سر آب بین شهرها و مناطق کشاورزی صورت نگیرد. عمده این معاملات معاملاتی است که اشخاص منفرد یا یک ناحیه کشاورزی با شهر ها و شهرداری ها بر سر آب انجام می دهند. برای کشاورزانی که در نزدیک شهر ها زندگی می کنند بهای بازاری آب نوعا بسیار بیش تر ازبهای محصولاتی است که آنها با آن آب به عمل مي آورند. در نتیجه تعداد هر چه بیش تری از کشاورزان حقآب خود را به شهر های نزدیک می فروشند. سيزده هزار کامیون متعلق به بخش خصوصي كه روزانه در هندوستان آب مناطق روستایی را به مدرس می برند تا عرضه ناکافی آب این شهر را از طریق عرضه آب در خیابان و فروش خیابانی آن تکمیل کنند نيز در واقع پیوسته منابع آب زیر زمینی اين منطقه را تهي می کنند. چندان که سفره های آب پایین می روند سرانجام حتی عمیق ترین چاه ها خشک خواهند شد و جوامع روستایی هم از غذا و هم از معاش خود باز خواهند ماند.
در مناطقی که جریان آب بدون مدعي وجود ندارد و همه منابع آب مدعی دارند، شهر ها تنها از طریق بیرون کشیدن آب از دست کشاورزان می توانند آب به دست آورند. وقتی شهر ها آب را از روستا ها گرفتند و روستا ها بدون آب ماندند و سفره هاي آب های زیر زمینی سقوط کردند، آنگاه کشورها چاره ای ندارند جز آن كه کمبود تولید غله آبی خود را از طریق واردات جبران کنند. از آنجا که برای تولید هر تن غله هزار تن آب لازم است واردات غله کارآترين روش واردات آب است. بنابراین معامله بر سر آینده غله در واقع معامله بر سر آینده آب است. بازار آب در واقع در بازار جهانی غله تجسم می یابد.
خلاصه آن كه بهره برداری بیش از حد خواه در خاورمیانه باشد یا در دشت های بزرگ ایالات متحد می تواند به تهی شدن آبخوان ها و کم شدن محصول غله بیانجامد. کاهش آب آبیاری به معنای کاهش محصول غله است. برای برخی کشورها دیگر این فقط یک امکان تئوریک نیست بلکه واقعیتی است که رخ داده است.
تا کنون تهی شدن آبخوان ها عمدتا در کشورهای کوچک خاورمیانه به صورت کاهش محصول غله تبارز یافته است. اما اکنون کشورهایی که از نظر اندازه و جمعیت متوسط هستند در سطح جهان مانند ایران، مکزیک و پاکستان به این مشکل دچار شده اند. ایران مدتی است اثرات کاهش عرضه آب در اثر مصرف بیش از حد را احساس می کند. پاکستان نیز به نظر می رسد که به اوج استفاده از موجودی آب خود رسیده است بنابراین دیری نخواهد پایید که به اوج غله خود نیز خواهد رسید. در مکزیک مصرف آب ایستا شده و ممکن است به زودی کاهش یابد. با کاهش مصرف آب آبیاری مکزیک نیز با آینده ای مشحون از کاهش محصول غله روبرو خواهد شد.
جهان به آرامی و در سکوت به دورانی وارد شده که در آن آب و نه زمین به عنصر اصلی محدود کننده توسعه عرضه غذا تبدیل شده است. فرضیه ای قدیمی می گفت که هرگاه زمین کافی وجود داشته باشد آب کافی وجود خواهد داشت. متاسفانه اکنون اين فرضیه دیگر کاربرد ندارد.

لستر آر براون

این نوشته در همه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های دیگر
سوزنی برگان در ایران - planting conifers in Iran
چرخه مواد
Calamity
لستر براون - Lester Brown
سوزنی برگان در ایران - planting conifers in Iran