کم غذا شدن غول چین،

آیا جهان غذای مورد نیاز چین را تامین خواهد کرد،

مقاله ای از لستر براون

ترجمه حمید طراوتی

چین یک شبه به بزرگ ترین وارد کننده غله جهان تبدیل شده و قصد دارد در سال تجاری 2013 – 2014 مقدار خیره کننده ای یعنی 22 میلیون تن غله از بازار جهانی خریداری کند. همین 8 سال پیش یعنی سال 2006 میلادی، چین مازاد غله داشت و 10 میلیون تن غله صادر کرد. چه چیز موجب این تغییر جهت شدید شده است؟

بیست سال پیش من مقاله ای نوشتم با عنوان ” چه کسی غذای چین را تامین خواهد کرد.” بعد از آن بود که من کاملا دریافتم که برای چین امنیت غذایی چه موضوع سیاسی حساسی است. در آن زمان رهبران وقت چین همه از بازماندگان قحطی بزرگ سال 1961-1959 بودند که طی آن 36 میلیون نفر در اثر گرسنگی جان باختند. اما هر چند حکومت چین در مطبوعات سئوالاتی را که من در باره توانایی چین برای تامین غذای ملت خود مطرح کرده بودم به باد انتقاد گرفت، اما بی سر و صدا به اصلاحات در کشاورزی دست زد. یکی از سیاست هایی که حکومت چین اتخاذ کرد سیاست خود کفایی غله بود و همین سیاست است که اکنون پای آن می لنگد.

Lester Brown

Lester Brown

از سال 2006 تا کنون مصرف غله چین سالانه 17 میلیون تن افزایش یافته است. برای مقایسه بد نیست بدانیم که تولید سالانه گندم استرالیا 24 میلیون تن است. درچین رشد جمعیت کند شده و این افزایش مصرف عمدتا ناشی از آن است که جمعیت عظیم چین پیوسته از پلکان زنجیره غذایی بالا می رود و مقدار بیش تری محصولات غله – بر مانند گوشت و شیر و تخم مرغ مصرف می کند.

در سال 2013 میلادی ( 1392) جهان قریب 107 میلیون تن گوشت خوک مصرف کرد که نصف آن در چین خورده شد. اکنون جمعیت 1.4 میلیارد نفری چین شش برابر جمعیت ایالات متحد آمریکا گوشت خوک مصرف می کند. اما با وجود آن که مصرف گوشت خوک چینی ها اخیرا بسیار افزایش یافته هنوز هم سرانه مجموع گوشت مصرفی چینی ها حدود 54 کیلو گرم به ازای هر نفر است که تقریبا نصف مصرف 106 کیلوگرمی آمریکایی هاست. اما چینی ها نیز چونان بسیاری از دیگر مردم جهان آرزوی زندگی به سبک آمریکایی ها را در ذهن می پرورند. اگر چینی ها بخواهند به اندازه آمریکایی ها گوشت مصرف کنند تولید گوشت چین می باید تقریبا دو برابر شود و از 80 میلیون به 160 میلیون تن افزایش یابد. از آنجا که تولید هر کیلو گوشت خوک نیاز به سه تا چهار کیلو غله دارد، محاسبه ای سر انگشتی نشان می دهد که تولید 80 میلیون تن گوشت خوک اضافه نیازمند 240 میلیون تن خوراک دام اضافی است.

این مقدار غله از کجا خواهد آمد؟ آبی که کشاورزان چین در اختیار دارند پیوسته کم تر می شود زیرا آبخوان ها هر سال تهی تر می شوند. سفره آب زیر زمینی زیر دشت شمال چین، که نصف گندم و یک سوم ذرت کشور در آن تولید می شود، با سرعت در حال سقوط است و در برخی مناطق سالانه 3 متر پایین تر می رود. در همین حال منابع آب صرف مصارف غیر کشاورزی می شود و زمین های کشاورزی نیز پیوسته برای ساخت مسکن و احداث تاسیسات صنعتی به کار می رود و نابود می شود. با در نظر گرفتن این که اکنون عملکرد غله چین یکی از بالا ترین عملکرد های جهان است، قابلیت کمی برای افزایش تولید غله در داخل چین وجود دارد.

این که یک شرکت مختلط بزرگ چینی در سال 2013 شرکت آمریکایی اسمیتفیلد فود را ، که بزرگ ترین پرورش دهنده خوک جهان و بزرگ ترین شرکت فر آوری گوشت خوک جهان است، خریداری کرد در واقع حرکتی بود برای ایجاد امنیت غذایی. معامله چین با اکراین که در آن چین در قبال دریافت غله از اکراین سه میلیارد دلار به این کشور وام داد و نیز مذاکره چین با شرکت های اکراینی برای استفاده از زمین های کشاورزی آنان نیز از همین مقوله است. این حرکت های چین نمونه ای است از جغرافیای سیاسی جدید ناشی از کمبود غذا که بر زندگی همه ما تاثیر خواهد گذاشت.

در تقلا برای غذا چین تنها نیست. حدود 2 میلیارد نفر از مردم دیگر کشور های جهان نیزدر حال صعود از پلکان زنجیره غذایی هستند و پیوسته فرآورده های دامی غله – بر تری مصرف می کنند. ترکیبی از رشد جمعیت، بالا رفتن سطح رفاه و تبدیل یک سوم محصول غله آمریکا به الکل اتیلیک برای مصرف به عنوان سوخت خود رو ها مرتبا تقاضای جهانی غله را افزایش می دهد. میزان این افزایش تقاضا اکنون سالانه 43 میلیون تن است حال آن که یک دهه پیش میزان رشد آن یک دوم این مقدار بود.

کشاورزان جهان در تلاشند تا عقب نیفتند. در گذشته آنگاه که عرضه غلات کم می شد قیمت بالا می رفت و کشاورزان با تولید بیش تر بدان پاسخ می دادند. اکنون موقعیت بسیار پیچیده تر شده. کمبود آب، فرسایش خاک، ثابت شدن میزان عملکرد محصولات کشاورزی در کشور های پیشرفته و تغییر آب و هوا تولید کشاورزی را با خطرات فزاینده ای روبرو کرده است.

وقتی چین مقادیر فزاینده ای غله وارد می کند در واقع مستقیما به رقابت با دیگر کشور های وارد کننده گندم برخاسته است یعنی کشور هایی مانند ژاپن، مکزیک ومصر. نتیجه نهایی آن است که قیمت جهانی مواد غذایی افزایش می یابد. برای مردمی که در پله های تحتانی اقتصاد جهانی زندگی می کنند – یعنی مردمی که هم اکنون نیز تنها تلاش می کنند تا زنده بمانند- دیگر گذران زندگی بسیار دشوار تر خواهد شد. خانواده های کم درآمدی که که در دام تورم قیمت مواد غذایی گرفتار آمده اند دیگر قادر نخواهند بود هر روز غذا بخورند.

جهان در حال گذار از عصر فراوانی به عصر کمبود است. این که چین برای خرید مقادیر عظیمی غله به جهان خارج روی می آورد ما را وا می دارد دریابیم که در جبهه غذا به مشکل بر خورده ایم. آیا خواهیم توانست روند هایی را که عرضه مواد غذایی را کاهش می دهند معکوس کنیم یا این که جهان به سوی افزایش قیمت مواد غذایی و نا آرامی های سیاسی آینده در حرکت است؟

Can the world feed China,
By Lester R. Brown,
Translated by: Hamid Taravati

این نوشته در همه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های دیگر
سد آتاتورک
جیمز هانسن - James E. Hansen
لستر براون، بنیانگذار موسسه پژوهش های زیست محیطی ورلد واچ