بررسي يك تجربه موفق

بررسی یک تجربه موفق بومی در حفاظت از عرصه های طبیعی ،

همه مشکلات را با سرمایه گذاری و صرف هزینه سنگین و استفاده از فن آوری های نوین نمی توان حل کرد. عشق و علاقه و مدیریت صحیح هم لازم است که خود سرمایه بزرگی ست. یکی از راه های توسعه و پیشرفت هر کشور استفاده از تجربیات عینی و یا تاریخی مردم آن کشور است. ما ایرانیان اما از این هنر بهره زیادی نداریم. تجربه گذشته را کاری نداریم و فقط به فکر آینده ایم و این سرمایه عظیم را معمولا به هدر می دهیم. اما علم از تجمع و انباشت تجربه و استقراء و قیاس و تبدیل آن به فرضیه حاصل می شود. لذا ملتی که تجربیات خود را ارج ننهد هرگز به دروازه علم راه نخواهد یافت. تجربیات هر چند هم کوچک و محدود باشند باز تجربه اند و باید از آنها سود جست.

آنچه در زیر می آید خلاصه ای از تجربه مهندس حسین آبسالان است که مدتی در خراسان شمالی مدیریت سازمان محیط زیست استان را بر عهده داشتند. او با گروه همکاران خود توانست در سال های حضور خود در منطقه میاندشت، این منطقه بیابانی را حفاظت و از بروز سیل و گردو غبار شدید جلوگیری کند. همچنین در این مدت شن های روان این منطقه بیابانی مهار شد، یوزپلنگ آسیایی مورد توجه ویژه قرار گرفت و مهم تر از همه روستاییان منطقه از منافع اقتصادی بسیاری بهره مند شدند. آبسالان اینها همه را در کتابی تحت عنوان ” رویکرد مشارکتی در بازسازی اکوسیستم تخریب شده پناهگاه حیات وحش میاندشت” آورده و توضیح داده است. این خلاصه ذیلا تقدیم می گردد.

کتاب رویکرد مشارکتی در بازسازی اکوسیستم تخریب شده پناهگاه حیات وحش میاندشت

کتاب رویکرد مشارکتی در بازسازی اکوسیستم تخریب شده پناهگاه حیات وحش میاندشت

مجموعه گردآوری شده در این کتاب در حقیقت تجربه ای است از چند سال فعالیت شبانه روزی نگارنده و همکاران محیطبان( از سال 1381 لغایت 1384) در منطقه ای کاملاً بیابانی و پوشیده از شن های روان و در گیری با مخاطرات زیست محیطی و مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردم ذینفع .در پناهگاه حیات وحش میاندشت جاجرم که اکنون قسمتی از آن به پارک ملی ضامن آهو ارتقاء پیدا کرده است. در این تجربه که به طور اختصار چگونگی اجرای آن بدون حتی یک ریال هزینه و فقط با تلاش های شبانه روزی و بهره گیری از مشارکت مردمان بومی و محلی بیان می شود، نه تنها انواع تهدیدهای زیست محیطی منطقه از میان رفت بلکه این تهدیدها به فرصت های غیرقابل تصوری تبدیل گردید.
پناهگاه میاندشت جاجرم در حد فاصل 46/36 تا 3/37 درجه شمالی و 26/56 تا 48/56 درجه شرقی قرار دارد و در 10 کیلومتری شرق شهرستان جاجرم و در استان خراسان شمالی واقع شده است. این منطقه در آذر ماه سال 1352 تحت عنوان پناهگاه حیات وحش تحت مدیریت سازمان محیط زیست قرار گرفت. در سال 1382 شمسی شانزده هزار هکتار از مساحت منطقه بعد از حل تعارضات، مانند خرید آغل و پرداخت حق و حقوق دامداران، به محدوده امن ارتقاء یافت و سپس در سال 1392به پارک ملی ضامن آهو تبدیل گردید و مابقی مساحت آن تحت عنوان پناهگاه حیات وحش میاندشت وجود دارد.آب و هوای منطقه از نوع گرم و خشک است و در آن تابستان ها گرم و خشک و زمستان ها تقریباً ملایم است؛ مقدار بارندگی در حدود 160 میلی متر می باشد و بارش معمولاً به صورت بارش باران است و در بعضی سال ها در منطقه بارش به صورت برف نیز وجود دارد. درجه حرارت از 9- در زمستان تا نزدیک 26 درجه در تابستان متغیر می باشد.
در این منطقه حداقل 120 گونه گیاهی از 29 تیره و 96 جنس شناسایی شده است که خانواده Astracea و گندمیانGeraminaea بیش ترین گونه ها را در منطقه دارا می باشند؛ پراکنش گونه های شورپسند از خانواده Salsolacea وChenopodiacea به علت بافت خاک شور در قسمت های شمالی منطقه می باشد و در قسمت جنوبی و مرکز منطقه گیاهان درمنه و چند ساله مانند stipa در روی شن های روان وجود دارند .تعداد 28 گونه پستاندار از 6 راسته و 13 خانواده و 22 جنس و هم چنین تعداد 47گونه پرنده متعلق به 12 راسته در منطقه شناسایی و تعداد 17 گونه خزنده شامل یک گونه لاک پشت مهمیزدار افغانی یا چهارچنگالی و 16 گونه انواع مارمولک و مار در منطقه شناسایی گردیده است.
این منطقه تاقبل از سال 1382 ،که نگارنده مسولیت مدیریت آن را بر عهده گرفتم، با مشکلات زیست محیطی متعددی روبرو بود که از آن میان می توان به کاهش تراکم و تنوع پوشش گیاهی منطقه و گسترش شن های روان مرکز منطقه به طرف جنوب آن اشاره کرد که هر دو به علت ورود تعداد زیادی از دام های غیر مجاز در خارج از فصل چرا و در زمان رویش گیاهان تازه روییده به منطقه ایجاد شده بود. از دیگر مشکلات آن می توان شکار بی رویه آهو توسط شکارچیان روستا ها، درگیری های متعدد بین افراد بومی و دامداران با همکاران محیط بان، بروز گرد و غبار شدید و همچنین سیل های فراوان در منطقه و عدم همکاری مقامات محلی و سازمان های متولی طبیعت با یکدیگر را ذکر کرد. در نهایت مشکلات اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی فراوانی که در این منطقه وجود داشت حتی زمزمه حذف این منطقه را از فهرست مناطق تحت نظر سازمان محیط زیست به وجود آورده بود. برخی از دامداران منطقه به علت نبود علوفه در مراتع منطقه را ترک می کردند و گرد و غبارهای شدید نیز روستاییان را در تنگنا قرار داده بود.

نگارنده با مشاهده مشکلات و با تکیه بر حل این مشکلات از طریق همکاری خود مردم محلی و دامداران و با اعتقاد به این که نابودی مراتع در اثر نااگاهی مردم از ارزش های آن اتفاق می افتد و نابودی مرتع یعنی نابودی درآمد این افراد و همچنین با علم به عدم توجه نیروهای سازمان های دولتی به توانایی های این مردم، اقداماتی را آغاز کردم . در ابتدا آموزش و راهنمایی دامداران برای خروج به موقع دام از مراتع منطقه در فصل بهار و هنگام رویش گیاهان بهاری آغاز شد. در حقیقت علت نابودی مراتع اصرار دامداران منطقه برای استفاده از گیاهان تازه روییده بود که در نهایت به نابودی زود هنگام گیاهان مرتعی و جلوگیری از بذر دهی و تجدید حیات آنها می انجامید.

16006725654178203467

با مشاهده یوزپلنگ در منطقه توسط همکاران محیط زیست و احساس لزوم همکاری هر چه بیش تر مردم محلی برای حفاظت از یوزپلنگ و کسب اطاعات بیش تر در باره یوز از این افراد ، روستای کوچک 20 خانواری ولی تأثیر پذیر سرخ چشمه به علت (حضور دائم در منطقه) این که تنها روستای مرز منطقه بود و اطلاعات فراوانی از منطقه در آن وجود داشت و البته به این علت که مردمانی علاقه مند داشت به عنوان روستای هدف ما برای شروع کار انتخاب شد و زمینه های چگونگی مشارکت مردم روستا برای حفاظت از منطقه فراهم گردید. همزمان با گفتگوی مستقیم با مردم و آموزش آنها و نشست های بیش تر با افراد این روستا، مسایلی مانند خروج به موقع دام از مراتع منطقه بررسی شد و افراد روستا در ساخت منابع آبی به کار گرفته شدند و حقوق به آنان پرداخت شد و افراد این روستا برای حفاظت از منطقه در برابر شکارچیان استخدام شدند. در نهایت همکاری همه جانبه روستاییان موجب دستگیری شکارچیان غیر بومی و توقف شکار توسط افراد بومی شد و تصویر برداری از گونه یوزپلنگ نیز برای اولین بار در منطقه در سال 1382با کمک افراد این روستا انجام پذیرفت.

نتایج اقدامات در منطقه میاندشت

نتایج به دست آمده از مدیریت اکوسیستم بیابانی منطقه میاندشت با ادامه تلاش های شبانه روزی همکاران و مشارکت مردم بومی و محلی بعد از چند سال غیر قابل تصور بود و با توجه به اتمام مأموریت نگارنده در مهر ماه 1384 در اداره محیط زیست جاجرم و منطقه میاندشت و ادامه تلاش های همکاران و هم چنین به نوعی پیگیری اقدامات در این منطقه از طریق اداره کل که نگارنده معاونت فنی و سپس مدیریت آن را بر عهده داشتم نتایج ذیل در منطقه به دست آمد:

1-تثبیت کامل شن های روان منطقه به وسعت 50 هزار هکتار بدون حتی یک ریال هزینه. که البته می تواند به نوعی تثبیت کربن منطقه هم تلقی گردد.

2 – تأمین علوفه رایگان 14 هزار دام در طول 110 روز چرا در این منطقه که در اثر آن حداقل 24 میلیارد ریال در خرید علوفه برای دام توسط مردم محلی صرفه جویی گردید. این بزرگ ترین ارزش اقتصادی اجرای طرح برای مردم بهره بردار منطقه بود.

3- قطع شدن کامل گرد و غبارهای فراوان منطقه که قبل از اجرای طرح، روستاهای جنوب منطقه و روستای سرخ چشمه را تهدید می کرد.

4- توجه سازمان محیط زیست و (UNDP) در ایران به این منطقه به طوری که قرار شد با توجه به موفقیت آمیزبودن این نوع مدیریت، طرح تعادل دام در زیستگاه های یوز اجرا گردد .(سند شماره6)
5- افزایش تنوع زیستی، جانوری و گیاهی منطقه
6- جلوگیری از فرسایش شدید خاک در منطقه در اثر باد و سیلاب ها
7- تهیه چندین پایان نامه دوره های مختلف، مقالات داخلی و خارجی و طرح ها و پژوهش ها در این منطقه که البته این کار هنوز هم ادامه دارد
8- تعامل خوب مقامات محلی و بومی در جهت حفاظت از منطقه
9- تصویب محدوده امن و ارتقاء آن به پارک ملی ضامن آهو
10- افزایش تراکم جمعیت آهو و یوزپلنگ بویژه دومی
11- ورود صدها بازدیدکننده داخلی و خارجی تحت عناوین گردشگر و بازدیدکننده علمی از این منطقه در طول سال
12- تهیه ده ها گزارش و فیلم مستند از منطقه
13-با ایجاد تحول در پوشش گیاهی منطقه حتی روستاییان خارج از منطقه مانند منطقه چهل دختران هم علاقمند به حفظ مراتع به عنوان منبع درامد شدندکه با این تجربه به دست امده طرحی در جهت احیاء 250 هزار هکتار از بیابان های شرقی مرزمنطقه حفاظت شده با مشارکت مردم محلی به مقامات ذیربط تقدیم گردید (ضمیمه پیوست)

photo_2016-05-19_08-55-47

در نهایت انچه که اتفاق افتاد تغیر اساسی درنگرش مردم بومی و دامداران به همکاران سازمانی و همچنین اذعان همکاران به توانمندی مردم محلی در حفاظت از منطقه بود به طوری که در حال حاضر تقریبا تمامی دامداران و ساکنان روستا علاقمندی خاصی به منطقه و خصوصا به یوز پلنگ پیدا نموده اند و تقابل طولانی مردم و سازمان تبدیل به تعامل ازشمند ی گردیده و این باور حاصل شده که:
1.مردمان بومی و محلی خودبخشی از اکوسیستم و از ذینفعان اصلی در هر اکوسیستم می باشند
2. اکوسیستم های طبیعی، حتی اکوسیستم هایی شکننده مانند بیابان ها را ، که طی سالیان سال مورد تخریب و فرسایش قرار گرفته اند می توان با مدیریت علمی و فنی و با کم ترین هزینه احیاء و بازسازی کرد.
3. اکوسیستم های بیابانی منابع متعددی از اقتصاد خصوصاً اقتصاد سبز را در خود جای داده اند.
4. سازمان های گوناگون متولی حفاظت از طبیعت به علت های گوناگون از جمله عدم به کار گیری روش های علمی و فنی در حفاظت از طبیعت و عدم استفاده از ظرفیت های مردمان بومی و محلی،در حفاظت و بهره برداری پایدار از اکوسیستم های طبیعی ناتوان هستند و راه کارهایی تکراری برای بازسازی واحیاء این اکوسیستم ها ارائه می دهند که زمان بر، پرهزینه و ناپایدار است و متأسفانه گاهاً اثرات منفی و غیر قابل جبرانی دارد و این در حالی است که به راحتی و البته با تلاش های مستمر و جمعی و مدیریت بحران می توان تهدیدهای زیست محیطی و تهدیدهای اجتماعی موجود در اکوسیستم را به فرصت های پایدار زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی تبدیل کرد.

این نوشته در همه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های دیگر
موزه حشره شناسی هایک میرزایانس - Hayk Mirzayans Insect Museum
James Hansen & his family